خرید بک لینک
بگذار گنجشكهاي خُرد در آفتاب مهآلود بعد از ظهر زمستان به تعبير بهار بنشينند و گلهاي گلخانه در حرارت ولرم والر به پيشواز بهاري مصنوعي بشكفند. سلام بر آنان كه در پنهان خويش بهاري براي شكفتن دارند و ميدانند هياهوي گنجشكهاي حقير، ربطي با بهار ندارد حتي كنايهوار! بهار غنچه سبزي است كه مثل لبخند بايد بر لب انسان بشكفد بشقابهاي كوچك سبزه، تنها يك «سين» به سينهاي ناقص سفره ميافزايد بهار كي ميتواند اين همه بيمعني باشد؟ بهار آن است كه خود ببويد؛ نه آن كه

برچسب: نویسنده: ترانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 3:02

آیا شما که صورتتان را در سایهٔ نقاب غمانگیز زندگی مخفی نمودهاید گاهی به این حقیقت یأسآور اندیشه میکنید که زندههای امروزی چیزی بجز تفالۀ یک زنده نیستند؟ گوئی که کودکی در اولین تبسم خود پیر گشته است و قلب — این کتیبهٔ مخدوش که در خطوط اصلی آن دست بردهاند — به اعتبار سنگی خود دیگر احساس اعتماد نخواهد کرد شاید که اعتیاد به بودن و مصرف مدام مسکنها امیال پاک و ساده و انسانی را به ورطهٔ زوال کشاندهست شاید که روح را به انزوای یک جزیرهٔ نامسکون تبعید

برچسب: نویسنده: ترانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 3:02

برای کارهای زیادی به خودمان وعدهی " از فردا" میدهیم و این فردا انگار هیچ وقت قرار نیست از راه برسد.اما درست زمانی که چرخهی زندگی فرسوده و تکراری مان، ناگهان از حرکت باز ایستاد، فردا از راه رسید و لابه لای ترس از روزهای قرنطینهگی، زمان از نو آغاز شد 1/ 1/ 1؛ و شاید همان شنبهی موعود که با خود عهد بسته بودیم.بعد از مدتی طولانی که " کلیدر" در انتظار خواندن من در کتابخانه، داستان نبرد " گل محمدها" را مرور میکرد، فرصت بیم و امید را از من ربود و در دستانم

برچسب: نویسنده: ترانه سلطانی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 3:02

صفحه بندی